![]() |
![]() |
|
| Life & Photo |
|
گضنفر جان سلام! ما اينجا حالمام خوب است. اميدوارم تو هم آنجا حالت خوب باشد. اين نامه را من ميگويم و جعفر خان کفاش برايد مينويسد. بهش گفتم که اين گضنفر ما تا کلاس سوم بيشتر نرفته و نميتواند تند تند بخواند، آروم آروم بنويس که پسرم نامه را راحت بخواند و عقب نماند
وقتي تو رفتي ما هم از آن خانه اسباب کشي کرديم. پدرت توي صفحه حوادت خوانده بود که بيشتر اتفاقا توي 10 کيلومتري خانه ما اتفاق ميافته. ما هم 10 کيلومتر اينورتر اسباب کشي کرديم. اينجوري ديگر لازم نيست که پدرت هر روز بيخودي پول روزنامه بدهد. آدرس جديد هم نداريم. خواستي نامه بفرستي به همان آدرس قبلي بفرست. پدرت شماره پلاک خانه قبلي را آورده و اينجا نصب کرده که دوستان و فاميل اگه خواستن بيان اينجا به همون آدرس قبلي بيان آب و هواي اينجا خيلي خوب نيست. همين هفته پيش دو بار بارون اومد. اوليش 4 روز طول کشيد ،دوميش 3 روز . ولي اين هفته دوميش بيشتر از اوليش طول کشيد گضنفر جان،آن کت شلوار نارنجيه که خواسته بودي را مجبور شدم جدا جدا برايت پست کنم. آن دکمه فلزي ها پاکت را سنگين ميکرد. ولي نگران نباش دکمه ها را جدا کردم وجداگانه توي کارتن مقوايي برايت فرستادم پدرت هم که کارش را عوض کرده. ميگه هر روز 800 ، 900 نفر آدم زير دستش هستن. از کارش راضيه الحمدالله. هر روز صبح ميره سر کار تو بهشت زهرا، چمنهاي اونجا رو کوتاه ميکنه و شب مياد خونه ببخشيد معطل شدي. جعفر خان کفاش رفته بود دستشويي حالا برگشت ديروز خواهرت فاطي را بردم کلاس شنا. گفتن که فقط اجازه دارن مايو يه تيکه بپوشن. اين دختره هم که فقط يه مايو بيشتر نداره،اون هم دوتيکه است. بهش گفتم ننه من که عقلم به جايي قد نميده. خودت تصميم بگير که کدوم تيکه رو نپوشي اون يکي خواهرت هم امروز صبح فارغ شد. هنوز نميدونم بچه اش دختره يا پسره . فهميدم بهت خبر ميدم که بدوني بالاخره به سلامتي عمو شدي يا دايي راستي حسن آقا هم مرد! مرحوم پدرش وصيت کرده بود که بدنش را به آب دريا بندازن. حسن آقا هم طفلکي وقتي داشت زير دريا براي مرحوم پدرش قبرميکند نفس کم آورد و مرد!شرمنده همين ديگه .. خبر جديدي نيست قربانت .. مادرت |
|
+
2006/12/20 @ Posted by Globetrotter |
|
|
چرا بايد سودجويان براي كسب درآمد، با آبرو و اعتبار يك هموطن بازي كنند، چرا؟ اين افراد چگونه ميتوانند، اين درآمد را خرج سفر. زن و بچه خود كنند؟ آيا پول آنان بركت دارد؟
اگر سيدي غيراخلاقي بازيگر منتسب به سريال نرگس، در نسخههاي بسياري كپي شد، باني اصلياش همين سودجويان و فرصتطلبان هستند. جالب اينكه عده فوقالذكر، آن را جزو افتخارات زندگي خود ميدانند، بيفرهنگي، بيسوادي و بيحرمتي تا كجا؟ مردم، به دنبال اين هستند كه مراجع قضايي و پليسي با اين افراد برخوردي جدي داشته باشند. در ماههاي اخير و همزمان با انتشار سيدي، يك دلال فيلم سابقهدار كه در محدوده پشت شهرداري تهران در حوالي ميدان توپخانه فعاليت ميكرد، مدعي شده بود كه توزيعكننده اصلي سيدي تصاوير هنرپيشههاي جديد است و با افتخار از آن براي دوستان و ديگر همكاران خود سخن ميگفت. گويا وي توسط ماموران، بازداشت شد. اما در اين مبحث بايد به اين مسئله اشاره كرد كه به دنبال انتشار شايعه وجود فيلم غيراخلاقي موسوم به يكي از هنرپيشههاي سريال نرگس در دو ماهه اخير، شايعه جديدي مبني بر انتشار فيلم ديگري از يك هنرپيشه تلويزيوني نيز با جديت خاصي مطرح شد. يكي از دوستان مطبوعاتي كه براي تهيه گزارش از چند و چون اين ماجرا به ترمينال جنوب رفته بود، در آنجا با شخصي برخورد كرد كه مدعي بود، فيلمي جديد از اين هنرپيشه دارد، قيمت يك كپي از آن هم سه هزار تومان... همكار مطبوعاتي لپتاپ خود را از كيف در آورد تا فيلم را امتحان كند، اما دلال مورد نظر اجازه چنين كاري نداد و به بهانههاي مختلفي از تست آن جلوگيري كرد. سيدي بعد از رفتن دلال تست شد، اما فيلم هنرپيشه جديد نبود، دلالهاي ديگري كه در پشت شهرداري فعاليت ميكردند، مدعي شده بودند كه اين سيدي را دارند، اما هيچ كدامشان با وجود پيشنهادات هنگفت حاضر به فروش سيدي هنرپيشه جديد نشدند. با توجه به اينكه دلالان پس از فروختن سيديهاي جعلي مكان خود را تغيير ميدهند، اما خبرنگار مربوطه كه از خبرنگاران خبرگزاري ايرانيوز بود، آنقدر كشيك تا او را به دام انداخت، او گفت: وجود اين سيدي شايعهاي بيش نيست، از زماني كه اين شايعه پخش شده، او و همكارانش با فروش فيلمهاي ديگر به عنوان فيلم هنرپيشه، درآمد چشمگيري كسب كردهاند. وي ميگفت: هر روز بر تعداد متقاضيان افزوده ميشود و به همين علت از مدتي پيش تلاش كردهاند شايعه را با گستردگي و قدرت بيشتري منتشر كنند. نان زن و بچه من است؟ دلال فيلم گفت: «مردم به دنبال چيزي ميگردند كه وجود ندارد و آن را نديدهاند. ما هم به دنبال پول هستيم و تا آنجايي كه بشود، تيغشان ميزنيم.» هنگامي كه وي در ميان حرفهاي خود قسم به زبان آورد، خبرنگار از او پرسيد: «تو به خدا اعتقاد داري و اين كارها را ميكني؟!» دلال گفت: «تو خودت چرا دنبال فيلم هستي؟! نان زن و بچه من هم از اين راه است.» گفتني است تمام افرادي كه خبر وجود اين فيلم را براي ديگران تعريف ميكنند، خودشان آن را نديدهاند. شايد منشا اين شايعه، دلالان سيدي باشند كه با پخش تصاوير شهروندان، تنها در پي سودجويي بيشتر هستند. دوربين خانوادگي در كشورهاي پيشرفته، پيش از توزيع يا انتشار وسيع هر نوع تكنولوژي يا خدمات جديد، درباره بهرهگيري صحيح از آن فرهنگسازي ميشود و زماني كه جامعه با قابليتهاي آن آشنا شد، انتشار و توزيع آغاز ميشود. در كشور ما در هيچ زماني براي هيچ چيزي فرهنگسازي نشده است. سالها قبل اتومبيل يك كالاي بسيار لوكس محسوب ميشد و افراد معدودي آن را در اختيار داشتند. اما با توليد پيكان در ايران، عده كثيري صاحب اتومبيل شدند، بدون اينكه با اتومبيل و فرهنگ ترافيك آشنا شدند. در آينده نيز كسي به فرهنگسازي توجهي نكرد و جامعه به رانندگي با عادتهاي مسخره خود ادامه داد. به همين علت است كه هنوز مامور راهنمايي و رانندگي براي بستن كمربند ايمني، توقف پشت چراغ قرمز و حتي بوق نزدن مقابل بيمارستانها به رانندگان تذكر ميدهد. فرهنگسازي ترافيك، وظيفه راهنمايي و رانندگي نيست و مجلس بايد قانوني در راستاي برنامهريزي و اجراي آن اقدام كند. پيش از آموزش، فرهنگ استفاده از دوربين خانوادگي (هنديكم)، در سالهاي اخير و واردات موبايلهاي مجهز به دوربين گسترش يافت. خيليها تصور ميكردند چون موبايل آنها مجهز به دوربين است، بايد در هر مكاني از آن استفاده كنند. پس از مدتي برخي افراد متوجه شدند ميتوانند از صحنههاي زندگي خصوصي ديگران فيلم بگيرند. مدتي بعد، اين عمل به يك سرگرمي و تفريح همهگير تبديل شد و افراد تصويرها را در بانكهاي تصاوير سايتهاي اينترنت به اشتراك گذاشتند. امروز به محض اينكه در خيابان دو نفر با يكديگر درگيري لفظي ميكنند، موبايل عابران به طرف آنها زوم ميشود. موارد متعددي مشاهده شده كه سارقان هنگام سرقت از خانهها، فيلمهاي خانوادگي را نيز با خود بردهاند و يا افرادي در ميان اقوام و آشنايان، اقدام به تكثير فيلم مجالس كردهاند. به همين علت پليس به خانوادهها هشدار داده است كه فيلمهاي خصوصي را در مكاني امن و حتي گاوصندوق نگهداري كنند. در روزهاي اخير روزنامهها به شهروندان تذكر دادهاند كه از محافل خصوصي خود فيلم تهيه نكنند؛ در حالي كه اين درخواست منطقي به نظر نميرسد. فرد نميتواند به خاطر وجود سودجويان يا احتمال به سرقت رفتن يك كاست فيلم يا سيدي، از گرفتن فيلم و عكس يك مجلس مهم و خاطرهانگيز صرفنظر كند. پس تلاش ميكند فيلم را در مكاني امن نگهداري كند و آن را تنها براي افراد بسيار نزديك و مطمئن نمايش دهد. در چند سال گذشته مشاهده شده كه پس از توزيع فيلم مجالس خانوادگي يا دوستانه، تعدادي از كساني كه در فيلم حضور داشتهاند بر اثر فشار روحي يا تعصب شديد اطرافيان، دچار افسردگي شده و يا اقدام به خودكشي كردهاند. تصاوير غيراخلاقي در حال حاضر فيلمهاي غيراخلاقي متعدد ضبط شده در كشور در شبكه توزيع غيرقانوني سيدي وجود دارد. بررسي تصاوير نشاندهنده گسترش اين جرم در پنج سال اخير است. برخي از اين تصاوير، با رضايت و اطلاع قبلي هر دو طرف گرفته ميشود. پخش اين چنين فيلمي بدون اطلاع يكي از طرفين، جرم است؛ زيرا آبرو و حيثيت آن فرددر معرض خطر نابودي قرار ميگيرد. ممكن است يك فيلم به صورت كاملا تصادفي در اختيار فرد ديگري قرار گيرد و يا با هدف انتقامجويي يكي از طرفين منتشر شود بايد اشاره كرد. هنگامي كه مخفيانه از كسي تصويربرداري ميشود، يك عمل غيراخلاقي مجرمانه صورت گرفته است. چند سال قبل به دنبال برخورد جدي مقامات قضايي با عاملان توليد و توزيع فيلمهاي مخفي كسي علاقهاي به انجام آن نداشت. اما با گذشت زمان، مجرمان راههاي گريز را طراحي كردند تا ردپايي از خود به جا نگذارند. در حال حاضر در اروپا و آمريكا با چنين افرادي به بدترين نحو ممكن برخورد ميكنند و حتي در بعضي از كشورها، آنان را به اعدام محكوم ميكنند. گرچه امروزه انجام دادن اين عمل، يك سرگرمي خاص همراه با شرطبندي است. عامل اصلي توليد اين تصاوير، تقليد از كشورهاي غربي است. جامعه ما تصور ميكند هر چيزي كه در فيلمها مشاهده ميكند، واقعا در كشورهاي ديگر وجود دارد و همه مردم آن كشورها نيز اين اعمال را انجام ميدهند. پس برخي افراد كه در توهم زندگي غرق شدهاند، تلاش ميكنند از هر طريقي خود را به آنها نزديك نشان دهند. افزايش باندهايي كه پس از گرفتن مخفيانه تصاوير از دختران دانشآموزان آنها را تهديد به توزيع فيلم ميكنند و مورد اخاذي قرار ميدهند، نمونه بزرگي از فعاليت سودجويان و مجرمان و در خطر بودن حيثيت و حرمت شهروندان است. بسياري از افرادي كه مورد اخاذي قرار ميگيرند، به علت ترس از تهديد اخاذيكنندگان به مراجع قضايي شكايتي نميكنند. پرسش اين است با اين سودجويان پولپرست و بيآبرو و بيحرمت چه بايد كرد؟ برگرفته از مجله خانواده سبز ksabz.net |
|
+
2006/12/20 @ Posted by Globetrotter |
|
|
• اول از همه به فكر مكانى باشيد كه در آن زندگى مى كنيد. بسيارى از بناهاى تهران خصوصاً در مركز و جنوب شهر قديمى هستند، خانه هايى بدون اسكلت فلزى. تا قبل از تصويب قانون ايمن سازى منازل در دهه شصت، بسيارى از خانه هايى كه با اسكلت فلزى ساخته مى شدند هم اصول ايمن سازى را رعايت نمى كردند. ضمن اينكه اصولاً بساز و بفروش هاى تهران افرادى هستند كه اصولاً صلاحيت ساخت مسكن را ندارند و غالباً تشكيل شده اند از افراد كم سواد و سودجو كه براى سود بيشتر حاضرند با جان شما معامله كنند. اما چيزى كه مسلم است خانه هاى قديمى مقاومت كمترى در برابر زلزله دارند. اگر در چنين مكانى زندگى مى كنيد حتماً به فكر تهيه يك مكان ايمن باشيد. فعلاً دست به نقد اگر مى توانيد نقشه اى از گسل هاى تهران تهيه كنيد و به شدت از تهيه مسكن روى مرز گسل ها خوددارى كنيد. هيچ ساختمانى با هر درجه ضريب ايمنى در مرز گسل ها سالم نخواهد ماند. • شصت درصد زلزله ها در نيمه شب اتفاق افتاده است. بعيد نيست كه زلزله تهران هم جزء همين شصت درصدى ها باشد. فراموش نكنيد كه بعد از اين لباس كامل را در كنار تخت و در دسترس قرار دهيد. • همين الان كه اين نوشته را تمام كرديد برويد دو تا بطرى نوشابه خانواده خالى را از آب پر كنيد و داخل ماشين بگذاريد. حواستان باشد كه هميشه آن را پر نگه داريد و دو بطرى ديگر هم پرآب كنيد و در مكانى امن در خانه قرار دهيد. • مكان هاى امن خانه را شناسايى كنيد. • يك ساك كوچك تهيه كنيد. سعى كنيد از نوعى باشد كه دسته بلند دارند و روى دوش قرار مى گيرند. يا يكى از اين كوله پشتى ها كه قديم ها براى كوهنوردى و در حال حاضر براى مدارس استفاده مى شود. چند تا كنسرو تن ماهى، كمى خشكبار، قند، يك راديوى كوچك و يك چراغ قوه داخل آن بگذاريد. براى تمام اين وسايل باطرى تهيه كنيد و حواستان باشد هر دو ماه باطرى را عوض كنيد. قوطى هاى تن ماهى را قبل از سررسيد مهلت مصرف عوض كنيد. اگر جا باشد بطرى هاى آب را هم داخل همين ساك قرار دهيد. پيچ گوشتى، شمع، چاقو، سوت و آچارفرانسه را هم داخل همين ساك قرار دهيد. لوازم كمك هاى اوليه را در اين ساك قرار بدهيد. شامل يك قيچى كوچك، باند استريل، چسب، قرص آنتى بيوتيك و استامينوفن، قرص اسهال، الكل و داروى مسكن، اگر دارويى داريد كه عدم مصرفش باعث مرگتان مى شود از آنها هم چندتايى در ساك قرار بدهيد. اگر از سوييچ ماشينتان دو تا داريد يكى را داخل ساك قرار دهيد. اگر نداريد برويد يكى تهيه كنيد بعد آن را داخل اين ساك قرار دهيد. يك بسته دستمال كاغذى رولى فراموش نشود. چند متر طناب، حوله، كوچك، مقدارى پول و طلا يك يا دو قطعه خيلى كوچك از يادگارى كه خيلى برايتان ارزش دارد. • داخل اتاق خواب را از لوستر و تابلو و اكواريوم و آينه و هر چه وسايل اين طورى است خالى كنيد. تنها يك تخت براى اتاق خواب كافى است و احياناً يك ميز آرايش بدون آينه. همين لوازم را از اتاق خواب بچه برداريد. در مورد اتاق خواب او با سخت گيرى بيشترى كار كنيد. • با خيال نسبتاً راحت بخوابيد. • اگر زلزله اتفاق افتاد... • قبلاً برايتان گفتم تمام جاهاى امن خانه را مشخص كنيد. چارچوب درها، زير ميز ناهارخورى و كنار ستون ها بهترين مكان ها هستند. • اگر هنگامى كه خواب بوديد ديديد كه زمين مى لرزد زياد به خودتان زحمت ندهيد، تا از گيجى خواب بيدار شويد زلزله تمام شده است. مدت زلزله بين سى ثانيه تا يك دقيقه است. اگر از شانس بدمان زلزله يك دقيقه اى نصيبمان شد باز هم از جايتان تكان نخوريد در جايى كه هستيد بمانيد و سرتان را حفظ كنيد. چون ساختمانى كه سى ثانيه جلوى زلزله ايستادگى كرده است سى ثانيه ديگر هم ايستادگى خواهد كرد. اگر دسترسى شما به يكى از اين نقاط با يك گام امكان پذير است به طرف آن برويد. اگر قرار است چند قدم تا آن مكان برداريد شايد بهتر باشد در جاى خود سنگر بگيريد. حركت در هنگام زمين لرزه كار بسيار سختى است. • اگر عادت داريد كنار تختتان پارچ آب بگذاريد حتماً از اين به بعد از پارچ و ليوان پلاستيكى استفاده كنيد. • بعد از اين كه زلزله اتفاق افتاد... • بعد از زلزله بسيار دقت كنيد بيشتر آسيب ها از اين زمان به بعد شروع مى شود. • اول اينكه مراقب هر حركت خود باشيد. به هيچ وجه از تخت خارج نشويد. احتمالاً اين نوشته را در مورد پاكسازى اتاق خواب از تابلو و آينه زياد جدى نگرفتيد، يا شب قبل پارچ آب و ليوان را كنار تخت گذاشته ايد و اينها حالا تبديل شده اند به بلورهاى زيباى شيشه. بعد از زلزله برق ها قطع شده است و از نور و اين حرف ها خبرى نيست. حواستان باشد كه يك حركت اضافى مى تواند باعث بريدگى بسيار بد در پايتان بشود. باز هم حواستان باشد كه در اين شرايط برخى از ساختمان ها تبديل شده به تل عظيمى از خاك. زخم بسيار راحت عفونى مى شود تا حالا اسم كزاز و قانقاريا به گوشتان خورده؟ دوا و دارو هم كه ديگر خوابش را ببينيد. پس حواستان باشد به اين راحتى خودتان را زخمى نكنيد. • اگر دمپايى روفرشى تان را پيدا نمى كنيد، يك تكه از ملافه روى تشكتان را بكنيد و دورپايتان بپيچيد. سعى كنيد قسمت كف را بسيار كلفت بپيچيد. اگر همسر داريد به او هم توصيه كنيد همين كار را بكند. بسيار سريع عمل كنيد اما هول نشويد تا حال هر چه مى خواست بشود شده. • به سرعت فرزند كوچكتان (تا ده سال) را بغل كنيد و به طرف در برويد به همسرتان ماموريت بدهيد به طرف ساك و آب برود. اگر فرزندتان بزرگ تر از ده سال است اجازه بدهيد خودش راه برود. • احتمالاً چارچوب در خانه از شكل خارج شده است. شايد ناچار شديد با كمى زور آن را باز كنيد. اگر خواستيد با زور شانه آن را باز كنيد، دقت كنيد كه خيلى محكم ضربه نزنيد. هيچ كس از آن سمت در خبر ندارد. • زياد نگران بسته نشدن در خانه نشويد. نسبت خانه نيمه ويران به افراد دزد بيشتر از آن است كه به خانه شما هم دستبرد بزنند. •به هيچ وجه به اين تصور نباشيد كه خانه شما كه جلوى زلزله ايستادگى كرده بعد از اين هم جاى امنى است. از خانه خارج شويد. حتماً با لباس گرم خارج شويد اگر توانستيد يك پتو هم همراه برداريد، سرما هم به اندازه زلزله كشنده است، به گونه اى از خانه خارج شويد كه گويى بار آخر است كه اين آخر را ترك مى كنيد. •شما جلو حركت كنيد. بعد فرزندتان بعد همسرتان. اگر ناچار شديد كودك تان را در بغل بگيريد بهتر است فردى كه كودك را در بغل مى گيرد از عقب حركت كند. در حين حركت بسيار دقت كنيد حتماً دستان خود را به ديوار (اگر باقى مانده باشد) يا نرده يا به چيزى بگيريد. بسيار احتمال دارد كه زير پايتان ناگهان خالى شود و اين دست گرفتن كمك مى كند كه پرتاب نشويد. •اگر در طبقات بالا زندگى مى كنيد به آرامى پايين آمدن را شروع كنيد. چراغ قوه را شما در دست بگيريد و هر قدم را حساب شده برداريد و بعد نور را به عقب بيندازيد كه همسر و فرزندتان بتوانند شما را تعقيب كنند. به هيچ وجه ندويد. •اگر بوى گاز شنيديد چراغ قوه را خاموش كنيد و سعى كنيد در تاريكى راهتان را پيدا كنيد. به هيچ عنوان از كبريت يا فندك استفاده نكنيد. • در حياط آپارتمان بسيار مراقب باشيد. دهانه تمام چاه ها حالا ديگر باز شده است، ممكن است با كمى آجر يا سيمان پوشيده شده باشد و شكل كامل يك دام را براى فرو بردن شما تشكيل داده باشد. از كنار ديوار حركت كنيد تا به در برسيد و زياد سرعت نداشته باشيد. اگر برايتان امكان دارد همين الان مكان چاه منزلتان را پيدا كنيد و آن را شناسايى كنيد. •اگر فكر مى كنيد كه مى توانيد با دست خالى به كمك همسايه ها برويد حتماً اين كار را بكنيد. • خيلى خيلى مراقب بوى گاز باشيد. اگر اين بو را حس كرديد به سرعت به طرف جهت مخالف آن فرار كنيد. هنگام حركت سعى كنيد از وسط خيابان يا كوچه عبور كنيد (كنار هاى پياده رو معمولاً يكى از هزاران دهانه چاهى هستند كه حالا ديگر سرپوش ندارند.) زمانى كه از كار نجات همسايه ها فارغ شديد به دقت اين اعمال را انجام دهيد. • اگر در مركز شهر هستيد هر چه سريع تر خود را به سمت خارج شهر برسانيد. به ذهنتان هم خطور نكند كه به همراه زن و بچه براى نجات برادر يا خواهر يا پدر و مادرى كه دو خيابان بالاتر يا پايين تر هستند برويد. من شما را درك مى كنم كه دوست داريد برادر، خواهر، مادر يا پدر خود را هم نجات دهيد اما فرزندان خود را فراموش نكنيد. شما سوپرمن نيستيد. در ضمن اگر مجرد هستيد حتماً براى نجات افراد خانواده اقدام كنيد. عموماً خطاب من در اين نوشته افراد متاهل است. • اگر خواستيد براى خروج فردى كه از زير آوار فرياد مى كشد برويد دو نكته را فراموش نكنيد: اگر واقعاً فكر مى كنيد مى توانيد اين كار را بكنيد، حتماً يك كلنگ داخل ماشين تان بگذاريد بعد از زلزله مى فهميد مخترع آن چه نعمتى را اختراع كرده است. اگر نيمى از بدن فردى را بيرون از آوار ديديد با كمك كلنگ و احتمالاً دو سه نفر ديگر شايد بتوانيد از زير خاك خارجش كنيد. اگر تنها از زير هزاران كيلو آوار صدايش را شنيديد بهتر است دست به هيچ اقدامى نزنيد تا شايد كمك هاى خاص با وسائل ويژه برسند. هنگام خروج همان فردى كه نيمه در آوار قرار دارد بسيار حساب شده عمل كنيد. يك حركت اشتباه مى تواند باعث شود كه ديوار نيمه خراب روى سرش خراب شود و براى هميشه صدايش قطع شود. مى دانستيد يكى از بيمارى هاى روانى رايج بعد از زلزله مختص كسانى است كه با همين حركت اشتباه باعث مرگ عزيزى شدند و تا آخر عمر خود را سرزنش مى كنند كه چرا آن روز آن حركت اشتباه را كردند؟ |
|
+
2006/12/20 @ Posted by Globetrotter |
|
|
مرد جواني در ارزوي ازدواج با دختر كشاورزي بود
كشاورز گفت برو در ان قطعه زمين بايست.من سه گاو نر را ازاد مي كنم اگر توانستي دم يكي از اين گاو نرها را بگيري من دخترم را بتو خواهم داد. مرد قبول كرد.در طويله اولي كه بزرگترين بود باز شد . باور كردني نبود بزرگترين و خشمگين ترين گاوي كه در تمام عمرش ديده بود. گاو با سم به زمين مي كوبيد و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را كنار كشيد تا گاو از مرتع گذشت.دومين در طويله كه كوچكتر بود باز شد.گاوي كوچكتر از قبلي كه با سرعت حركت كرد .جوان پيش خودش گفت : منطق مي گويد اين را ولش كنم چون گاو بعدي كوچكتر است و اين ارزش جنگيدن ندارد. سومين در طويله هم باز شد و همانطور كه فكر ميكرد ضعيفترين و كوچكترين گاوي بود كه در تمام عمرش ديده بود. پس لبخندي زد در موقع مناسب روي گاو پريد و دستش را دراز كرد تا دم گاو را بگيرد... اما.........گاو دم نداشت!!!! زندگي پر از ارزشهاي دست يافتني است اما اگر به انها اجازه رد شدن بدهيم ممكن است كه ديگر هيچوقت نصيبمان نشود.براي همين سعي كن كه هميشه اولين شانس را دريابي. |
|
+
2006/12/13 @ Posted by Globetrotter |
|
|
پرنده بر شانه هاي انسان نشست . انسان با تعجب رو به پرنده كرد و گفت : اما من درخت نيستم . تو نمي تواني روي شانه ي من آشيانه بسازي.
پرنده گفت : من فرق درخت ها و آدم ها را خوب مي دانم . اما گاهي پرنده ها و انسان ها را اشتباه مي گيرم . انسان خنديد و به نظرش اين بزرگ ترين اشتباه ممكن بود . پرنده گفت : راستي ، چرا پر زدن را كنار گذاشتي ؟ انسان منظور پرنده را نفهميد ، اما باز هم خنديد . پرنده گفت : نمي داني توي آسمان چقدر جاي تو خالي است . انسان ديگر نخنديد . انگار ته ته خاطراتش چيزي را به ياد آورد . چيزي كه نمي دانست چيست . شايد يك آبي دور ، يك اوج دوست داشتني . پرنده گفت : غير از تو پرنده هاي ديگري را هم مي شناسم كه پر زدن از يادشان رفته است . درست است كه پرواز براي يك پرنده ضرورت است ، اما اگر تمرين نكند فراموشش مي شود . پرنده اين را گفت و پر زد . انسان رد پرنده را دنبال كرد تا اين كه چشمش به يك آبي بزرگ افتاد و به ياد آورد روزي نام اين آبي بزرگ بالاي سرش آسمان بود و چيزي شبيه دلتنگي توي دلش موج زد . آن وقت خدا بر شانه هاي كوچك انسان دست گذاشت و گفت : يادت مي آيد تو را با دو بال و دو پا آفريده بودم ؟ زمين و آسمان هر دو براي تو بود . اما تو آسمان را نديدي . راستي عزيزم ، بال هايت را كجا گذاشتي ؟ انسان دست بر شانه هايش گذاشت و جاي خالي چيزي را احساس كرد . آن گاه سر در آغوش خدا گذاشت و گريست !!!!! اي خدا مي شود بازهم به ما بالهايمان را بدهي... نوشته : مظاهري |
|
+
2006/12/8 @ Posted by Globetrotter |
|
|
از تو بگذشتم وبگذاشتمت با دگران رفتم از کوی تو لیک ،عقب سر نگران ما گذشتیم وگذشت آنچه تو با ما کردی تو بمان ودگران وای به حا ل دگران رفته چون مه به مجاقم که نشانم ندهند هرچه آفاق بجویند کران تا به کران می روم تا به صاحب نظری باز رسم محرم ما نبود دیده کوته نظران دل من دار که در زلف شکن در شکنت یادگاریست ز سر حلقه شوریده سران گل این باغ به جز حسرت وداغم نفزود لاله رویا تو ببخشای به خونین جگران ره بیداد گران بخت من آموخت ترا ورنه دانم تو کجا و ره بیدادگران سهل باشد همه بگذاشتن وبگذشتن کاین بود عاقبت کار جهان گذران from Ali Mortazavi
|
|
+
2006/12/8 @ Posted by Globetrotter |
|
|
سلام امروز مي خوام يه حال اساسي به اونايي بدم كه گرفتار جديد ترين كرم ياهوو مسنجر(uvantinhyeu )شدند بدم و روش از بين بردنشو براتون بگم . براي كرم نسخه قبلي نرم افزارهايي هم اومده بود ولي واسه اين من جايي چيزي نديم فقط خود ياهو گفته بود كه از prevx1 استفاده كنيد كه جواب نداد و نمي تونست اونو پاك كنه .اين شيوه روش دستي است و چند دقيقه وقت مي گيره .بايد در تمام مدت اينترنت اكسپلورر و ياهو مسنجر بسته باشد و از اينترنت هم خارج شويد. از بين بردن ويروس: 1- براي اين كار به مسيرC:\windows\ رفته و فايل Svhost12.exe و svhost.exe را پاك كنيد ميتوان از منوي Search در start كامپيوتر كمك گرفت. 2- اگه رجيستري شما هم نمي آد بايد به صورت زير اون و احيا كنيد:
و مسير زير را پيدا كرده و آن را disable مي كنيم و ok كرده Prevent access to registry editing tools اگر هنوز مسير رجيستري مسدود بود آن را به حالت Not configured برگردانده و ok مي كنيم . در نهايت اگر باز نشد چند بار پشت سر حالتها را عوض كنيد. 3- حال بايد صفحه نخست مرورگر رو درست كنيم به رجيستري رفته و تمام مسيرهايي كه با http:''tuvantinhyeu.info پر شده رو به http://joomend.blogfa.com تغيير دهيد
4- به رجيستري برويد و مسير زير را پيدا كنيد تا بتوانيد Task Manager را فعال كنيد REG add HKCU\software\Microsoft\Windows\Current Version\Poicies\System/disable TaskMrg و مقدار عددي آن را از يك به صفر تغيير دهيد. ۵- دکمه های Ctrl Alt Del را فشار دهید. در لیست برنامهه ها تمامی فایل های svhost12 را یافته و آنها را end task کنید.(مرحله اول را يك بار ديگر اجرا كنيد تا مطمئن شويد.) 6- تمامي فايلهاي درون Temp و History كامپيوتر خود را پاك كنيد.براي اين كار مسير زير را دنبال كنيد: Control panel\Internet Option\General\ و در دو قسمت پايين دكمه هاي زير را پيدا كرده و روي آنها كليك كنيد . Delete Cookies & Delete Files & Clear History 7- در نهايت بايد از منوي Run به msconfig رفته و در آنجا به Sturtupميرويم و تيك كنار svhost و svhost12 را برداشته ok. كامپيوتر را Restart كنيد و حالشو ببريد .نيازي به تشكر نيست. حالا ميبينيد http://joomend.blogfa.com چقدر خوبه |
|
+
2006/12/6 @ Posted by Globetrotter |
|
|
سلام بازم مي خوام از نوشته هاي دوران دانشجويي بزارم كه خيلي قشنگه و دوست خوبم كاوه اونو قلم زده. رفتیم بریم کلاس زبان با مهدی یه ربعی منتظر یکی بودیم که ما رو ببره .من داشتم با نون پنیر وسط خیابان افطار میکردم و بیچاره مهدی داشت خودشو واسه تاکسی گرفتن می کشت.یکی وایستاد رفتم جلو گفتم آقا یه جایی مارو ببر . اون گفت من فقط تا سر میدون استخر میرم گفتیم نه اقا بی خیال دومسیر میشیم، شیشه رو داد پایین گفت بابا من که پول نمیخوام بیاین بالا .ما دو تا تو یه چشم به هم زدن پریدیم تو ماشین .من نون پنیر تعارف کردم گفت نوش جون و شروع کرد به گفتن دردش. دردش آشنا بود خیلی شنیده بودیم .مثل همه ما مردا بغضشو فرو می داد و من ومهدی هم بغضمون تازه میشد.اول گفت من امروز با کتک افطار کردم ، از دست زنم ،خدا لعنتش کنه. خیلی بی وفایی کرده منو بدبخت کرده . بچه ها ،شما روزه بودین ،دعا کنین مشکل همه آدما حل بشه .دیدم این بابا با اینکه روزه نگرفته هنوز اعتقاد داره ، به همه اون چیزهایی که ما اعتقاد داریم. ما هم سعی می کردیم با اون همدردی کنیم ؛ اما مگه می تونستیم راحت اونو درک کنیم ، نه .من از فرصت استفاده کردم و گفتم حالا ما رو نصیحت کن چه زنی بگیریم ؟ گفت نه آقا ،نه، نگیرین . زن نگیرین بعد پرسید شما ها کجایی هستین ؟گفتم من یزدیم و مهدی هم مشهدی .مهدی سریع گفت :نه خود مشهد ؛من گنابادیم . به من گفت:البته دخترای شهر شما این جوری نیستن ولی بچه ها در کل تا می تونین مجرد باشین و اگه خواستین ازدواج کنین اول وضعیت مادیتونو خوب کنین ؛اونایی که میگن همراه زن روزیشم میاد غلط کردن !!!، کدوم روزی ؟ همش خرافاته.پول خوشبختی نمی یاره، اما نبودش خیلی بدبختی میاره .بعد سعی کنین زنتون خوشکل باشه.زن خوشکل باعث میشه وقتی خسته برگشتی خونت و نگاه کردی به صورت زنت زنده بشی و غم دنیا از یادت بره .اما اگه زنتون نقطه ضعف شما رو فهمید و بخواد سو ءاستفاده کنه اون وقت شما بدبختین .داشتیم به مقصد نزدیک می شدیم در آخر به ما گفت بچه ها من کوچیکتر از اونم که بخوام شما رو نصیحت کنم ولی سعی کنین زنتون دلش مثل یه دریا باشه و از بدیاتون چشم پوشی کنه ،اون وقت می شه زن دلخواهتون. |
|
+
2006/12/5 @ Posted by Globetrotter |
|
|
سلام ياد قديما كردمو ميخوام مطالبي كه ترم آخري نوشته بودم تا تو وبلاگم بنويسمس رو بزارم ولي حالا اين وبلاگ راه افتاد كه ميزارمش خوندنش خالي از لطف نيست. موضوع در مورد ارزش پول و آرزوهای جووناس امشب با دوتا از بچه ها نشسته بودم و خلاصه پس از یه عالمه بگو بخند و صحبت موضوع کاملا عوض شد اول میخواستیم مثلا یه مراسم ازدواج راه بندازیم که تو این نمایش من بابای دوماد بودم کاوه که یکی از ما بود دوماد بود و حسن هم جای بابای عروس خانوم بود.صفات هر کی هم اینجوری چیده شده بود که بابای عروس یه آدم پول داره و میخواد خیلی به پسره گیر بده و من که بابای دومادم یه شوفر معتادم که سواد چندونی نداره ولی پدر عروسو میشناسه و مثل اینکه از قبل همدیگرو میشناختن در ضمن اینکه این بابا اصلا از پسرش خوشش نمیاد و ازش رازی نیس و از اونایی که سر هر چیز جزیی سر پسره داد میزنه و پسره هم جوابشو میده و خلاصه دعوا شروع میشه.خوب بریم سر اصل مطلب نمایشنامه شروع شد بعد یه مدت که بزرگای مجلس یادی از گذشته کردند و خاطره هاشونو ریختن وسط دیگه میرن سر همون اصل مطلب همیشگی ،بابای عروس از پسره در مورد کار و تحصیل و درامدش سوالاتی میکنه که وسط کار یه دفه یکی در زد و بساط ما جمع شد یارو که رفت (اونی که در زد و کار داشت) رفتیم سراغ کامپیوتر که چند آهنک بذاریم و این نماشنامه هم موضوع صحبت ما شد که آره امروز چقد پول حرف واسه زدن داره و اینکه هر کی پول داره هم نون داره هم رفیق هم همه چیز و اگه ما بخوایم یه روزی از خودمون خودی نشون بدیم آیا میتونیم یا نه، بحث داشت کم کم جالب میشد من هم شده بودم گوش و به حرفای حسن گوش میدادم،حرفای قشنگی میزد ،راس میگف فکرشو کن مثلا یه شب آروم یه شهر با همه آدماش چه اونی که یه عمر سگ دو زده و هنوزم از پول سیر نشده یا اونکه زندگی مرفهی داره یا اونی که الان زیر قرضه و خلاصه اونایی که احساس خوشبختی میکردند و نمیکردن،طلوع صبح فرداشون به قیامت موکول میشه مثل بم . یا اینو در نظر بگیر ،با چند نفر واستادی یه دفه یه بحث یه میلیونی میاد وسط ،میگی ای بابا امروزه دیگه سی میلیونشم پولی نیس چه برسه به یه میلیون ، ولی بازم میبینی یارو دویست تومن نداره که یه نون بخره ! چرا راه دور میریم مگه الان من خودم چقد مایه دارم که دارم از میلیون حرف میزنم. حسن راس میگف اگه با زندگی سر جنگ بگیری تورو زمین میزنه مثل یه حریف قدرتمندیکه بخوای سر به سرش بذاری و ادعا کنی اونم همون اول میزنه و ناکارت میکنه ،اما اگه هی بازیش بدی و خودتو نشون ندی ،یه دفه جای جاش یه لایی بکشی و غافلگیرش کنی میتونی ازش ببری، زندگی هم همینطوره باید خیلی ساده تر از اینا بگیریش تا نتونه حالتو بگیره مثل اینکه اصلا یارو رو تحویل نگیری تا خودش روش کم شه ببینه اصلا ازش حساب نمیبری بزاره بره. ما همیشه فکــــــــر میکنیم میخوایم به یه زندگی ایده ال برسیم ،مثلا تو دبیرستان میخواستیم بریم دانشگاه که دیگه شروع کنیم به ساختن آینده تازه وقتی میرســـــی به دانشگاه می خوای ادامه تحصیل بدی یا بری سراغ کار و دیگه زندگی کنی بعدش هم همینطوره .همیشه فکر میکنیم باید به یه چیزی برسیم یا یه تغییری بوجود بیاد که مسیر زندگیمون از این رو به اونرو بشه ولی سخت در اشتباهیم . زندگی همون بچگیه که میرفتیم مدرسه ،همونیه که بازی میکردیم و همین غذا خوردن ،خوابیدن، بیدار شدن و همین چایی خوردن با همدیگه تا آخرش هم همینه ولی کیفیتش فرق میکنه . برای ساختن آینده ما نیاز به یه تکون نداریم یا نباید منتظر یه اتفاق در زندگیمون باشیم که اون مسیرمونو نشون بده بلکه باید یه دفه خودت اون حادثه رو بسازی و اونم مستلزم تصمیم گرفتن و اجرا کردنشه ،حالا تو این مسیر باید حریفتو که اتفاقات و مشکلات قابل پیش بینی یا غیر قابل پیش بینی زندگیه رو ساده بگیری و ازش نترسی، همین. نذار دیر شه. |
|
+
2006/12/5 @ Posted by Globetrotter |
|
|
سلام امروز مي خوام از اين هدر رفتن عمر ها بگم. عمر ما جوونا كه تو ايران داره تلف ميشه ، چقدر بد شانسيم كه بايد چنين اتفاقي واسه ما بيافته.چه رويا هايي كه در سر داريم ولي براي به عمل در آوردن اونا بايد اونقدر زحمت بكشيم تازه وقتي نسيب ما ميشه كه ديگه اون شور و حال اول رو نداريم.دلم ميگيره وقتي زندگي مردم رو تو كشوراي ديگه ميبينم .تو كشورايي كه مسئولاش به فكر مردمند نه به فكر جيب خودشون. اي كاش ميشد يه ذره مسئوليت هم تو كله اين سردمداراي مملكت ما بود .ميدونم يه روزي حقمو ازشون مي گيرم حالا اگه تو اين دنيا نشه تو اون دنيا.افسوس كه سرنوشت ما بد و بدتر مي شود.
به دل هزار تا آرزو تمومشون نقش بر آب نوبت به نسل ما رسيد يكدفه دنيا شد خراب
|
|
+
2006/12/5 @ Posted by Globetrotter |
|
|
به نام خداوند جان آفرین حکیم سخن در زبان آفرین
خداوند بخشنده دست گیر کریم خطا بخش پوزش پذیر با سلام خدمت همه عزیزان و دوستان پارسی زبان. از امروز ما هم می خوایم قاتی وبلاگ نویسا شیم . حال تو خوب است حال من خوب است چه قدر حوصله کردیم تا زمستان رفت رسیده موسم پرواز نه ؟ چه می گویی دوباره نم نم باران گرفتنی شده است برای آنکه به خوبی به هم درآمیزیم همیشه و همه جا تحت هر شرایط باز رسيده نامه تو با صداقت محض همينكه حال تو خوب است حال من خوب است
![]()
|
|
+
2006/12/4 @ Posted by Globetrotter |
|
|
Home Page Archive |
| About |
Just a place where I can chat about things on my mind and share my photographs(Just the pictures marked" Joomend"). Feel free to reply to my idea, I'd love to hear from you
|
| RSS FEED |