تبليغاتX
Joomend
Life & Photo
می اندیشم به سردی دستها .به نگاههای سرد.به زردی چهره ها.

می اندیشم به غروبهای پیاپی.به روزهای تکراری.

به آینده ای نا معلوم.

تو به چه می اندیشی

hate

+   2007/4/20 @   Posted by Globetrotter | 
 love

 

+   2007/4/20 @   Posted by Globetrotter | 
  خدايا شاهد تنهايي ام باش بين غم ها تنها ناجي ام باش پر پرواز من ديريست بسته تو بگشا و در آزادي ام باش اسير موج هاي تند خشمم تو آرام دل دريايي ام باش دل خسته خريداري نداره تو خواهان صفاي ذاتي ام باش در اين آشفته بازار محبت تو تنها شاهد ارزاني هم باش

lonely

مطلب رو از اینجا گرفتم http://www.send2all.blogfa.com/

+   2007/4/13 @   Posted by Globetrotter | 
 trip
trip
+   2007/4/11 @   Posted by Globetrotter | 

My latest trip in a rainy moment to southern Khorasan. 

 

trip

+   2007/4/5 @   Posted by Globetrotter | 

To love is to feel
To feel is to love
I know neither
I am alone

My friends know love
I know not love
My friends all feel
I feel nothing

I used to know love
I used to feel
i know nothing now
I'm unkowing

My heart has been broken
My dreams torn apart
My body is a selfless pit
On our so called "mother" earth

coffeshop

link:http://my.teentoday.com/autumn/weblog/27.html

+   2007/3/30 @   Posted by Globetrotter | 

شاید این خداحافظی من از وب باشه، خسته شدم به خدا، همین طور که می بینید حرف قشنگ و شادی هم که ندارم . کسی هم که دیگه سری نمی زنه .هر بار با اشتیاق میومدم تا قسمت "نظر بدین" رو بخونم هیچی نبود.شادی که از دل رفت دیگه خیلی طول میکشه تا برگرده. فکر می کردم اینجا بتونم با کسی درد دل کنم ولی افسوس که خیال خامی بیش نبود. نمی دونم شاید همه تو زندگی اینقدر بدبختی دارن ولی اگه اینجوری بود که دیگه خنده قحطی می شد. به هر حال با خودم گفتم اینارو بنویسم شاید یه روزی کسی اینا رو خوند. آرزو می کنم همیشه همه جا زندگی سرشار از شادی و خوشبختی داشته باشین.

bye

 

 

+   2007/3/24 @   Posted by Globetrotter | 

It feels so good to hold you
In my arms just so tight
The longer I lay and hold you
It makes my world a little more right

It feels so good to hold you
That I don't ever want to let go
It don't matter what time of day
Or what direction the wind may blow

It feels so good to hold you
Both as a lover and a friend
You are just what I needed
To help this wounded heart to mend

It feels so good to hold you
By now you should have a clue
That I've always been honest


"Everytime I said "I LOVE YOU

 

+   2007/3/22 @   Posted by Globetrotter | 

به تو نامه می نویسم به تو ای همیشه دریا

ای همیشه از تو زنده لحظه های رفته بر باد

وقتی که بن بست غربت سایه سار قفسم بود

زیر رگبار مصیبت ی کس تنها کسم بود

وقتی از آزار پاییز برگا با من گریه می کرد

قاصد چشم تو آمد مژده روشن آورد

به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست

ای که خوشبختی پس از تو گم شدو به قصه پیوست

ای همیشگی تریم عشق در حضور حضرت تو

ای که می سوزم سراپا تا ابد در حسرت تو

به تو نامه می نویسم نامه ای نوشته بر باد

که به اسم تو رسیدم قلمم به گریه افتاد

ای تو یارم روزگارم گفتنی ها با تو دارم

ای تو یارم از گذشته یادگارم

به تو نامه می نویسم ای عزیز رفته از دست

ای که خوشبختی پس از تو به قصه پیوست

در گریز ناگزیرم گریه شد معنای لبخند

ما گذشتیمو شکستیم پشت سر پلهای پیوند

در عبور از مسلخ تن عشق ما از ما فنا بود

باید از هم می گذشتیم

برتر از ما عشق ما بود

nameh

+   2007/3/21 @   Posted by Globetrotter | 
 
Home Page
e-mail
Archive
About
Just a place where I can chat about things on my mind and share my photographs(Just the pictures marked" Joomend"). Feel free to reply to my idea, I'd love to hear from you

Last notes
88/06/01 - 88/06/31
88/01/01 - 88/01/31
87/10/01 - 87/10/30
87/03/01 - 87/03/31
87/01/01 - 87/01/31
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/09/01 - 85/09/30
RSS FEED
RSS