![]() |
![]() |
|
| Life & Photo |
|
گريه آمد خنده آمد گريه با من پر گرفت گريه در افتادنم دست مرا بهتر گرفت خنده با من اما طاقت ماندن نداشت گريه با من ماند ،چشمانم مرا از سر گرفت در شبستان خسته دلگير تنهايي فقط گريه با من يار شد از دست من ساغر گرفت داشتم در غربت تاريك خود يخ مي زدم نيمه شب يك شعله آتش داد خاكستر گرفت
|
|
+
2007/7/15 @ Posted by Globetrotter |
|
|
شب كه مي رسد از كناره ها گريه مي كنم با ستاره ها واي اگر شبي ز آستين جان بر نيارم دست چاره ها همچو خامشان بسته ام زبان حرف من بخوان از اشاره ها ما ز اسب و ز اصل اوفتاده ايم ما پياده ايم اي سواره ها اي لهيب غم آتشم مزن خرمنم مسوز از شراره ها
|
|
+
2007/7/9 @ Posted by Globetrotter |
|
|
Home Page Archive |
| About |
Just a place where I can chat about things on my mind and share my photographs(Just the pictures marked" Joomend"). Feel free to reply to my idea, I'd love to hear from you
|
| RSS FEED |