تبليغاتX
Joomend
Life & Photo

روی صندلی نشست، وقتی در میان صندلی جای گرفت سرش را بالا آورد، آینه ای بزرگ در مقابلش بود، کسی که در آن دیده می شد آشنا می زد. خوب نگاه کرد، خودش بود. دیگر خود را نیز به خوبی نمی شناخت. نفس عمیق نشانه اندوه و افسوس بود ، نگاهش همچنان به آینه بود ولی رابطه ای بین خود و او نمی دید، انگار رابطه شان یخ زده بود. چهره ی غریب، آرزو های بر باد رفته را به یاد می داد .

او آرام چشمانش را بست تا دیگر خود را نبیند.

miror

من، هنوز هم گاهی اون غریبه رو تو آینه می بینم.

+   2007/10/20 @   Posted by Globetrotter | 

فصلها همشون پاییز شدن

حتی زمستون هم نمی آد،

ولی خدا یه قول دیگه داده بود !

مطمئنم همین روزها بهار می شه.

 

fall

+   2007/10/6 @   Posted by Globetrotter | 

حرفهاي ما هنوز ناتمام ،تا نگاه مي كني وقت رفتن است .باز همان حكايت هميشگي، پيش از آنكه با خبر شوي ،لحظه غربت تو ناگزير مي شود آي آي ،

اي دريغ و حسرت هميشگي، ناگهان چه زود دير ميشود.

شريعتي

lonely girl

 

+   2007/10/3 @   Posted by Globetrotter | 

چه زود فراموش می کنیم

هر آنچه را که به یاد داشتیم

بهتره خودمون رو گول نزنیم

تو هم فراموش کرده ای

تو هم فراموش شده ای

 

forgoten

+   2007/9/27 @   Posted by Globetrotter | 

یکی بود یکی نبود، غیر از خدا هیشکی نبود

قدیما همه اینو می گفتن

اما حالا

همه چیز عوض شده

یکی هست و یکی نیست

غیر از خدا

یه عالمه آدم خسته

جنگلهای خشک

چراغهای قرمز

تا دلت بخواد ماشین

ساختمونای بلند

دروغ و کلک

و ...

 

traffic

+   2007/9/26 @   Posted by Globetrotter | 
 
Home Page
e-mail
Archive
About
Just a place where I can chat about things on my mind and share my photographs(Just the pictures marked" Joomend"). Feel free to reply to my idea, I'd love to hear from you

Last notes
88/06/01 - 88/06/31
88/01/01 - 88/01/31
87/10/01 - 87/10/30
87/03/01 - 87/03/31
87/01/01 - 87/01/31
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
86/04/01 - 86/04/31
86/03/01 - 86/03/31
86/02/01 - 86/02/31
86/01/01 - 86/01/31
85/12/01 - 85/12/29
85/11/01 - 85/11/30
85/09/01 - 85/09/30
RSS FEED
RSS